یلدا بلاگ

کمی خنده هم بد نیست
نویسنده : یلدا فرزانه - ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٥
 

ترکه پسرش داشت ساندویچ می خورد .بهش میگه بابا جون

یه گاز بده پسرش میگه:قام قام قااام...خنده

غضنفر داشت قدم می زد خورد به یه در شیشه ای.گفت:عجب

هوای سفتی بود.خنده

پلیس ماشینه لره رو نگه میداره میگه کارت ماشین.گواهینامه.

بیمه.لره میگه:چکار کنم جمله بسازم؟قهقهه

ترکه تو خیابون زمین میخوره برای این که خیت نشه تا خونه

سینه خیز میره.قهقهه